شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی


تصنیف عشقم, زخمه ای بر پرده شورم

آواز شوقم ، همنوای  تار و تنبورم

اینجا میان ظلمت  تنهایی  خاموش

در جستجوی جرعه ای از چشمه نورم

مشتاق مهمانی  سیب سرخ عصیانم

در آرزوی  دیدن  حوای  مغرورم

چشمان زیبای تو ذات دل بری دارد

من هم اگر دل داده ام، جان تو مجبورم

سرگشته می رفتم ، میان ناامیدی ها

گرمای  لبخند  شما  شد آتش طورم

قلبم  شبیه  ماهی  و تو مثل دریایی

یک گوشه دل جا بده، از خود نکن دورم


#ادم