شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی


 

نیمکت سیمانی سرد است

دانه های برف سرد است

گنجشک ها خاموشند

کلاغ ها خاموشند

فواره ها را بسته اند

 

برگ های حالا قهوه ای

حوصله جیغ کشیدن ندارند

وقتی زیر پا می مانند

 

روی همان نیمکت سیمانی

رو به همان خیابان درختی

نشسته ام

 

زیر همان بید

که حالا گیسوانش سفید شده است

در انتظار بهار

مانند موهای من

در انتظار تو !

 

#ادم