شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

صبرکن ذره ای شکیبا باش

دل به دریا بزن و دریا باش

دل به دنیای پر ز فتنه نده

تو که اهل دلی ، دانا باش

رو نکن دست خالی خود را

غرق ابهام ، چون معما باش

تا به کی جنگ و دشمنی کردن

مثل ما در پی مدارا باش

گاه گاهی بیا و عصیان کن

سیب سرخی بچین و حوا باش

عشق یعنی ز مصلحت بگذر

بی خیال اگر و اما باش

آبرو را به آرزو بفروش

به مرادت برس و رسوا باش

من نگفتم که دلبری نکنی

دل ببر از همه و با ما باش

یک دو روزی به کام ما، بچرخ

پس از آن در مقام حاشا باش

دل بکن از دقیقه های قدیم

فکر ثانیه های حالا باش

دزد امروز توست هرکس که

گفت گاهی به فکر فردا باش

هیچ خیری در این جماعت نیست

در دل جمع نیز تنها باش

نظرات  (۱)

۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۱۳ سام نجفی نیا
وبلاگ زیبایی دارید دنبال شدید عزیز