شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی


مجنون شدم ، مجنون بی لیلا بدون تو
باید  چگونه  سر کنم  حالا  بدون  تو
رفتی به این گمان که رهایم کنی ز خود
من می شود  که  من  شوم، آیا بدون تو
ماه هست و چشمه ونسیم ویک سبوغزل
اصلا  چه  فایده  همه  دنیا  بدون  نو
تو ،  آیه  جمال  آن  معشوق عاشقی
معنا  نداشت  واژه  زیبا ،  بدون  تو
تو چشم های دلبری  داری، نمی شود
دروازه های عشق، هرگز وا بدون تو
من  ماهی  دچار تنگ  حسرت  توام
شوری  نداشت  بوسه  دریا  بدون  تو
از های و هوی اهل هوا، دل گرفته ام
بی هر چه دیگری خوشم ، الا بدون تو
حوای من ، هوای سیبت کرده ام بیا
انگار  در جهنمم  ،  اینجا  بدون  تو