شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دوستان همراه ‎‎+1112 نفر
با ما همراه باشید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

 

 

بگذار تا بمانم اینجا ، در حصار خودم

اینجا  درون  آینه ، در  انتظار  خودم

مرا  چه  کار به  دنیای  پر هیاهوتان

دور از شما نشسته ام ،سرم به کار خودم

ببین که هیچ ندارم ز خود به دست خودم

از من  گرفته اید ، حتی  اختیار خودم

در این زمانه پوشیده  از غبار غرور

گم کرده ام خود خودم را، بیقرار خودم

کسی برای کسی گریه هم نخواهد کرد

تنها و دلشکسته ام ، خود داغدار خودم

نه ترشده ست دیده ای ، نه تنگ شد دلی

از گریه های زار من ، بر حال زار خودم

نه دوستی به  برم دارم و نه در بر یارم

بگذار تا  بنشینم ،  دمی  کنار  خودم

دل  سیاه  ندارم  پسند  کار  شما

غریب تر ز غریبم ، در این دیار خودم

آماده ام بیا ، تو ماندی و من رفیق

خود بافتم ، گره زدم ، طناب دار خودم

 

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم