شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

ای من غریبهٔ تو و تو آشنای من

بشنو صدای ناله های بی صدای من

تا با خبر شوی که چه داغی کشیده ام

بال و پری بزن بر این شعله، بجای من

آن جمله های خوب که می گفتی از وفا

یک حرف را وفا نکردی ، بی وفای من !

گیرم که کرده ام خطا، پس بخششت کجاست

از رحمتت که نیست ، وسیع تر خطای من

گفتم : حکیم ! چیست دوای غم دلم ؟

تجویز کرد، خنده هایت را برای من

اصلا تو فکر کن ، که گناه ست عاشقی

بنویس، هر چه عاشقی کردی، به پای من

فردا که می کشند حساب از من و شما

من بسته ام امید، به لطف خدای من

فریاد های از سرِ دردِ، دلِ من است

ربطی به شاعری ندارد حرف های من