شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

در مسیرِ عبورِ لبخندت

مانده ام تا ظهورِ لبخندت

حرفی از جنسِ آسمان دارد

روشنایی طورِ لبخندت

می نشینم صبور ، برگردد

باز وقتِ وفورِ لبخندت

تلخ تر از نمایشِ اخم است

زندگی بی حضورِ لبخندت

شدم از بر، نگفته هایت را

بس که کردم مرورِ لبخندت

مهربانی دوباره معنا شد

با اشاراتِ دورِ لبخندت

کرد روشن، شبِ سیاهم را

مثلِ خورشید ، نورِ لبخندت

نیست شیرینی لبِ لیلا

دل نشین ، مثلِ شورِ لبخندت

غم ندارم  ز غصه ، تا دارم

تکیه گاهِ صبورِ لبخندت

گفته بودم ؛ نمی شوم عاشق

بیشتر بود ، زورِ لبخندت

باز کن لب ، بگو ! بگو از عشق

لا به لای غرورِ لبخندت

نظرات  (۱)

۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۷:۳۳ نگار جهانشاهی
عالی