شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی


من به انگور دو چشمان شما دل بستم
به شراب لب خندان شما دل بستم
گر چه پیمان شکنی رسم همه خوبان است
من ، به پیمانه پیمان شما دل بستم
بی قرارم من ازآن روز که همراه نسیم
به سر زلف پریشان شما دل بستم
کعبه وصل شما قسمت ما نیست اگر
به خس و خار بیابان شما دل بستم
گفته بودم که دگر دل ندهم دست کسی
چه کنم باز به دستان شما دل بستم
قصه عشق قشنگ است،چه شیرین وچه تلخ
تلخ و شیرین ، به پایان شما دل بستم
بال و پر بسته نگهدار مرا کنج قفس
که به دلتنگی زندان شما دل بستم
بار بسیار کشیدم ز غم عشق ، ولی
چکنم ؛ باز به پالان شما دل بستم