شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

دیوانه، مجنون، هر چه تو می خوانی ام من

دل بسته این بی سر و سامانی ام من

چون کاروان مانده بی فانوس مهتاب

دور از شما محکوم سرگردانی ام من

فرقی ندارد روز و شب در غیبت تو

دلگیر مثل جمعه ئ  بارانی ام من

آزادگی سخت است در هرم نگاهت

در بند چشمان شما زندانی ام من

این یک دو روز مانده با من کن مدارا

عشق تو جاوید است، گرچه فانی ام من

نه وعده ئ  دیدار، نه وقت تماشا

در آرزوی یک نگاه آنی ام من

حرفی بزن، چیزی بگو، خاموش تا کی

در جستجوی نغمه ئ  انسانی ام من