شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

در دل تو برای من جا نیست

پرده افتاد و جای حاشا نیست

ما سراپا جنون شدیم و دریغ!

هیچ در تو نشان لیلا نیست

شرح حال دل مرا دیگر

جز زبان سکوت گویا نیست

چاره ای نیست گریه های مرا

گر چه گفتی که جایش اینجا نیست

صبر بسته دهان ناله ولی

چشم من این همه شکیبا نیست

ما طلبکار باده تلخیم

میل این غوره سوی حلوا نیست

هر کجا رفت غرق غربت شد

قطره ای که کنار دریا نیست

آن که دارد تمام دنیا را

گر گدای تو نیست ، دارا نیست

راز پیچیده ای ست عشق ، ولی

مثل چشم شما معما نیست

همه ی حرف من فقط این است

بی تو، حتی بهار زیبا نیست!