شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

سهمم از عشق تو دیوانه شدن بود فقط

شمع را دیدن و پروانه شدن بود فقط

گفته بودند در این بحر خطرهاست، ولی

در سرم خواهش دردانه شدن بود فقط

دل دیوانه نصیحت نپذیرفت آن روز

مثل مجنون پی افسانه شدن بود فقط

چون ترک خورده اناری که دلش خونین است

دل ما در هوس دانه شدن بود فقط

یک نظر دید پریشانی گیسوی شما

در همه عمر پی شانه شدن بود فقط

گنج می خواستم از عشق و نمی دانستم

سرنوشتم همه دیوانه شدن بود فقط

آمدم تا تو که شاید خبر از خود یابم

حاصلش با همه بیگانه شدن بود فقط