شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

 

گرچه کوهی، از تو مشتی کاه می‌ماند و بس

دستت از هر خواهشی کوتاه می‌ماند و بس

ابرهای تیره می‌ گیرند راه آسمان

چشمه‌ای در آرزوی ماه می‌ماند و بس

جای لبخندی که می‌کردی دریغ از دیگران

بر لبانت طرحی از یک آه می‌ماند و بس

گوش بر حرف تو می‌بندند این نادوستان

محرم راز تو گوش چاه می‌ماند و بس

انتهای این سفر در کوله‌بار زندگی

درد تنهایی و رنج راه می‌ماند و بس

شعرِآدم از مجموعه "پیله خیال"

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی