شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

 

بسی دویدم و دیده نشد ، نشان شما

ز نا امیدی گرفته دلم - به جان شما -

در انتظار نشستم که تا الهه ی عشق

به قلب من بزند ، تیری از کمان شما

خراب شد ز غمت ، گنج خانه دل من

خرابه دل و گنجش ، همه از آن شما

به باغتان نرسد از خزان عمر گزند

همیشه غنچه بماند ، گل لبان شما

عبور می کنم ، از آتش جهنم هم

که سر بلند برآیم ، از امتحان شما

در این امید که شاید ، ستاره ای کوچک

نصیب من شود از بامِ آسمانِ شما

تمام خواهشم ازدست سرنوشت این است

که بشنوم غزلی ناب، از دهان شما          

 

                                                 shereadm.ir

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم