شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )


خدای ما و خدای شما یکی ست، ولی
نمی رسد به یک آیینه راه ما و شما
خدای ما همه لطف و خدایتان همه قهر
تفاوت است میان نگاه ما و شما

*

گنجیم که افتاده در این کنج خرابیم
آبیم که در دیده تو عین سرابیم
گفتی که مگر روی تو در خواب ببینیم
در حسرت دیدار تو در حسرت خوابیم

*

در حسرت آنکه سوی تو راهم نیست
عمری ست که بر لبان به جز آهم نیست
یک بوسه به خوشبختی من مانده ولی
افسوس که فتوای تو همراهم نیست


                        
     از کتاب: لبخند بزن دوباره لبخند بزن!

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم