شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دنبال کنندگان ‎‎+۱۰۰۰ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

بازی روزگار به پایان نمیرسد
کشتی ما به آخر توفان نمیرسد
شب تا سحر نشسته در راه اجابتیم
دست دعای ما به آن دامان نمیرسد
ما را به بوی غنچه ای مهمان کنی بس است
سهمی به ما از آن گل خندان نمیرسد

چون بید مانده در زمستانیم و عمر ما
تا فصل باد و زلف پریشان نمیرسد
دست ریا به پرده کعبه رسانده ای
دست دلت به خانه ایمان نمیرسد
باغ بهشت و چاه دوزخ پیش ما یکی ست
وقتی که جان به حضرت جانان نمیرسد

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم