شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

 

شد عاشق چشمان تو هر کس به طریقی

افتاد به زندان تو هر کس به طریقی

دلشاد نماندست، در این باغچه سروی

چون بید، پریشان تو هر کس به طریقی

در آتش سودای شما بال و پرم سوخت

لب تشنه باران تو هر کس به طریقی

تنها نه منم بی دل و دیوانه در این شهر

سرگشته و حیران تو هر کس به طریقی

تو عهد شکستی، ولی ما همه دادیم

جان بر سر پیمان تو هر کس به طریقی

هر چند محال است، بر آن است بچیند

گل از لب خندان تو هر کس به طریقی

یک دل به تو دادیم و گرفتیم، به جایش

صد تیر ز مژگان تو هر کس به طریقی

با ساز تو می گرید و می خندد، چون من

شد برده ئ رقصان تو هر کس به طریقی

تو کعبه شدی و همه قافله ما

مجنون بیابان تو هر کس به طریقی

 

از کتابِ وسوسه سیب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم