شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

 

کلید خانه دل

 

شب سیاه منی و سحر نداری تو

به جز شکستن دل ها، هنر نداری تو

گرفته ام، چو دل آسمان پاییزی

گمان کنم که ز حالم خبر نداری تو

برای چشم تو مُردیم و تر نشد چشمت

درون سینه خود، دل مگر نداری تو؟

چه فایده که بباری به دامنم ای اشک!

اگر به قلب چو سنگش اثر نداری تو؟

مسیر عشق پر از سنگلاخ حادثه هاست

نشان مردم اهل خطر نداری تو!

به راه عشق چرا می نهی قدم، وقتی

چو عقل، حوصله دردسر نداری تو؟

نمی شود برسد دست تو به دامانش

اگر ز خون جگر چشمِ تر نداری تو

«کلید خانه قلبت کجاست»، پرسیدم

به ناز گفت: «مگر شعر تر نداری تو»!

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم