شعر آدم

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی



adm



گذشت دور زمستان، بیا دوباره شروع کن

شبیه غنچه ئ خندان، بیا دوباره شروع کن

به خواهش دل تنگت، بزن به دریا دل

نترس از شب و طوفان، بیا دوباره شروع کن

کویر، تشنه ئ آوای گام های شماست

به نام حضرت باران، بیا دوباره شروع کن

به این خمار به  ماتم نشسته ئ  تنها

شراب شوق بنوشان، بیا دوباره شروع کن

دوباره قصه ی  آدم ، دوباره قصه ی حوا

دوباره قصه ی شیطان ، بیا دوباره شروع کن

بیا ز شاخه بچین سیب سرخ عصیان را

همین ثانیه، الان، بیا دوباره شروع کن

 

#ادم


 

با کلمات

با سکوت

با نگاه

 می دانی

حتی به زبان قاصدک

گفتنی نیست


می دانی

عشق را

تنها می توان بوسید

 

#ادم

 

کاش

می شد دوباره نگاه کرد

دوباره گریه کرد

دوباره خندید

 

کاش

می شد

دوباره

عاشق شد

 

#ادم


 

سیب

در دستان تو

بگذار اتفاق بیفتد


 سرنوشتی تازه را

این هبوط شیرین

بر پیشانی زندگی می نویسد

 

بگذار اتفاق بیفتد

در نگاهی

نوازشی

بوسه ای

 

 

#ادم