شعر آدم

shereadm.ir

شعر آدم

shereadm.ir

شعر  آدم

سروده های ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

دنبال کنندگان ‎‎+۱۰۰۰ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

 

هنوز

فراموش نکرده ام

آن روزهایی را

که دارا انار داشت

و خواهرم سارا

برای انار گریه می کرد

 

انگار همین دیروز بود

فراموش نکرده ام

هنوز

دستهای من

متورم ترکه های آموزگار است

 

_آقا اجازه !

چرا سارا انار ندارد؟

مثل پدر ما

پدر سارا هم

وضعش خوب نیست !

 

هیچ کدام از بچه های کلاس انار نداشت

اما همه به سوالم خندیدند

و معلم

علامت سوال بزرگی را

که درخنده هایشان بود

ندید!

فراموش نکرده ام

من قهرمان نبودم

اما تنها بودم

و دست هایم

هنوز متورم آن تنهایی است !

____

(ادم)


نمی دانم

اصلا چرا باید بدانم

چه اهمیتی دارد

شیارهای سطح مریخ

جنس حلقه های زحل

و مرگ چند ستاره آن سوی راه شیری!

 

وقتی

چند کوچه

نه

چند خانه آن سو تر

کودکی کرسنه گریه می کند

 

وقتی

به خاطر چند اسکناس که ندارد

پدری

نعش عصای پیریش را

بر دوش می کشد

 

وقتی زمین ما

در اشک و خون دور خودش می چرخد

 وقتی

موج نفرت از سر ما گذشته است

و من

هنوز برای تو

از عشق می نویسم

 

برای من و تو

چه اهمیتی دارد !

____

(ادم)