شعر آدم

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

شبیه باد ، بهار از پی بهار می گذرد

نشسته ایم من و تو و روزگار می گذرد

شبیه من که قرارم ز دست رفت، نسیم

به یاد زلف سیاه تو ، بیقرار می گذرد

تمام ثانیه هایم، پر از خیال تو شد

و لحظه لحظه عمرم، در انتظار می گذرد

اگر به بوی گلی دل سپرده ای ، بدان

که راه خانه اش از کوی خار می گذرد

ببین که می رسد از سوی دشت، پیک غبار

خبر رسید، از این جاده سوار می گذرد

برای گفتن از عشق ، فرصت کمی داریم

بگو ! بگو ! که وقت قرار می گذرد

 

#ادم