شعر آدم

shereadm.ir

شعر آدم

shereadm.ir

شعر  آدم

سروده های ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

دنبال کنندگان ‎‎+۱۰۰۰ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است




یکی که مثل دل من همیشه دلتنگ است
دلش برای تو و خنده‌های تو تنگ است
اگرچه، فاصله‌ام با تو یک دقیقه نشد
به چشم منتظر من، هزار فرسنگ است
نمی‌بریم به دامان بخت دست خیال
خر مراد چو نوبت به ما رسد لنگ است
شبیه رود، به دریای وصل راهم نیست
گمان کنم که دلت، مثل کوه از سنگ است
به چشم ابر نوشتند، فال حال مرا
و خنده‌ها که جهان می‌کند ز نیرنگ است
گلایه می‌کنم از دوریت و می‌دانم
برای شاعر عاشق، گلایه هم ننگ است
چگونه می‌شود از صبر گفت، جایی که
میان لشکر عقل و سپاه دل جنگ است

 

 

 

چشم ما در حسرت دیدار باقی مانده است

سال ها، شب تا سحر بیدار باقی مانده است

روزها نو می شود ، ما در شب او مانده ایم

سهم ما از زندگی تکرار باقی مانده است

بر لبانش می نویسد ، قصه های ما شدن

در نگاه او ولی ، انکار باقی مانده است

قسمت ما از گلستان ، شاخه ای پاییز بود

گرچه گل پژمرد ، اما خار باقی مانده است

چشم او درد مرا دید و لبش درمان نکرد

تا قیامت قلب من ، بیمار باقی مانده است

روزگاری می شود ، با دیدن زیبا رخان

دل نمی لرزد ، ولی آوار باقی مانده است

من نه تنها رفته ام از یاد آن صیاد دل

همچو ما در دام او بسیار باقی مانده است

مدعیِ رند ، سر پیچید از پیمان عشق

ساده ای چون من به زیرِبار باقی مانده است

دیگری مست ریا بانگ انالحق می زند

قامت ما عاشقان ، بر دار باقی مانده است

نیست دراین شهر یک گوهر شناس اهل دل

یوسف ما ، برسر بازار باقی مانده است

 

آیینه