شعر آدم

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رباعی» ثبت شده است

تاکی ! تاکی ! این در و اون در بزنیم

باید که به بال خودمان پر بزنیم

عمری پی رد پای منطق رفتیم

لازم شده که به سیم آخر بزنیم

***

وقت است که از این قفس آزاد شوم

چون قاصدکی همسفر باد شوم

یک عمر نشسته ایم ، همپای سکوت

وقت است که برخیزم و فریاد شوم

***

عمری ست که هم صحبت خیامم من

با خواجه خراب باده و جامم من

با اینهمه ، چشمم به یقین باز نشد

امروز ، هنوز اسیر اوهامم من


سودای سر زلف تو مجنونم کرد

جادوی دو چشمان تو افسونم کرد

در حلقه ی عاقلان عالم بودم

عشق تو از آن دایره بیرونم کرد

#ادم