شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر آدم

سروده های آدم درویشی

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

لاله بودم،  داغ دیدم ، پَرپَرم کردی چرا

در قفس افتاده، بی بال و پرم کردی چرا

کور بودم ، دست هایت را عصا می خواستم

زهر خاموشی چکانیدی، کَرَم کردی چرا

گفته بودم چشم هایت، شمس شعرم می شود

رفتی و یک مثنوی چشم ترم کردی چرا

در دلم از عشق، صد آتش فشان افروختی

شعله ات می خواستم ، خاکسترم کردی چرا

خواهش "امن یجیب" هر شبم بودی ، ولی

دل شکستی ، ناامید و مضطرم کردی چرا

باورت پشت و پناهم بود، ای شیرین ترین

اعتمادم را نصیب خنجرت کردی چرا

داشتم در دل هوای با تو رفتن تا خدا

سیب از شیطان گرفتی کافرم کردی چرا