شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

 

 

حرف هایش طعم عجیبی دارد

شبیه مزه خاطرات تلخ

وقتی با لبخند همراه می شود

 

 

چشم هایش برق عجیبی دارد

شبیه آخرین سوسوی شمع

در چشم سپیده دم

.

سرد و یخ زده

انگشت هایش حس عجیبی دارد

شبیه پرتو آفتاب

 در غروب جمعه دی ماه

 

دستی نگاهش را می بندد

دستی لبخندش را پاک می کند

و در سکوت زندگی

فریادی در من آوار می شود!

 

(از کتابِ جورِ دیگر دیدن)

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم