شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دوستان همراه ‎‎+1112 نفر
با ما همراه باشید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

 

گنجِ عشقم در دلِ ویرانهای افتادهام

آتشم، در دامنِ پروانهای افتادهام

مثل ابراهیم، میلِ شعله دارم در دلم

مستِ ایمانم که در بتخانهای افتادهام

نیست لیلایی که تا مهمانِ توفانم کند

زلفِ مجنونم به دامِ شانهای افتادهام

جرعهای از عشق میخواهم که آبادم کند

از خماری گوشه ی میخانهای افتادهام

گرچه دارم موجِ صد دریا درون سینهام

در حصارِ تنگِ انگشتانهای افتادهام

چون جوانی، سهمِ پیریِ دلِ ما عقل شد

عاقبت، گیر عجب دیوانهای افتادهام

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم