شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دوستان همراه ‎‎+1112 نفر
با ما همراه باشید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

 

قلم شکستم و لالم، سخن نمی گویم

دروغ شعر به صد فوت و فن نمی گویم

غریب و بی کس و تنها و در به در شده ام

در این وطن، سخنی از وطن نمی گویم

گذشت دوره مردی و پهلوانی ها

به هر شغاد، یل تهمتن نمی گویم

نشان لطف و صفا نیست، دوستی ها را

دگر ز بوی اویس قَرَن نمی گویم

برای مردم شهری که کوچه باغ ندارد

ز داغ لاله ی دشت و دمن نمی گویم

در این بهار که در باغ، زاغ نوحه گر است

ترانه ی گل و سرو و چمن نمی گویم

دلم گرفته از این عاشقان مست هوس

شما ز عشق بگویید، من نمی گویم

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم