شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دوستان همراه ‎‎+1112 نفر
با ما همراه باشید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

 

 

بر دوش دل نهاده‌ام، باری به نام عشق

ویران شدم، به زیر آواری به نام عشق

می‌خواستم گلی بچینم از جمال دوست

اما به دل نشست از او خاری به نام عشق

افسون خط‌وخال روی دلبری شدم

پرورده‌ام در آستین، ماری به نام عشق

دزدانه آمد از سرِ دیوارِ دل، شبی

برد عقل را، به زورِ افساری به نام عشق

تاوان این گناه که ایمانم ضعیف بود

افتاده‌ام، به دام مکاری به نام عشق

گفتم مگر به همت تقوا رها شوم

کی می‌شود حریف بیعاری به نام عشق

من، هی دلیل عقل را تقریر می‌کنم

دل می‌کند اقامه انکاری به نام عشق

در آرزوی سر به دامانِ تو داشتن

جان داده‌ایم بر سرِ داری به نام عشق

اینجا خبر ز شادی و شور و ترانه نیست

ماییم و درد و رنج و بیماری به نام عشق

از دست روزگار گرفته دلم، اگر

    آتش زدم دوباره سیگاری، به نام عشق!

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم