شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

 

دلم گرفته، چرا را کسی نمی داند

دلیل فاصله ها را کسی نمی داند

 

نشسته ام که بیایی به سمت خاطره ها

چگونه، کی و کجا را کسی نمی داند

 

نشانه های تو را گفته ام به مردم شهر

نشان کوی شما را کسی نمی داند

 

هوای هم سخنی کرده ام، ولی اینجا

شماره های خدا را کسی نمی داند

 

برای داغ دلم مرهمی نداشت کسی

نه درد را، نه دوا را کسی نمی داند

 

دلم گرفته از این شهر مرده ای که در آن

حدیث عشق و وفا را کسی نمی داند

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم