شعر آدم

شعر  آدم





پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

آیینه دار هیچ!

يكشنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ۰۹:۲۸ ق.ظ

 

یک روز مست هیچی و یک شب خمار هیچ

وقتی شبیه من، اسیری در حصار هیچ

غرق سراب آرزوهای دلم شدم

آونگ شد حقیقتم بالای دار هیچ

افسار عشق خود به دست عقل دادم و

افتاد زندگانی ام در اختیار هیچ

دنیای موج خیز پوچی می برد مرا

آخر چگونه تاب بیارم من، سوار هیچ

دستت نمی رسد به چیزی، ای خیال مرد!

در انتظار چیستی در این دیار هیچ؟

بویی ز گل نصیب دامانت نمی شود

انگشت می گزی فقط از زخم خار هیچ

چیزی تو را به شهر شادی ها نمی برد

بی شوق عشق، می شوی آیینه دار هیچ!