شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دنبال کنندگان ‎‎+۱۰۰۰ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

پاییزِ در پیراهنِ سبزِ بهارم

خارم که گل را کرده اند آیینه دارم

 

تصویرِ گریه قاب شد در چشم هایم

روی لبانم شکلکی از خنده دارم

 

مانند اقیانوس آرامم، اگرچه

آبستن صد کوه، موج بی قرارم

 

رودم که دارم آرزو سیلاب باشم

عصیان، موروثی ست در ایل و تبارم

 

انگار دامنگیر من شد خونِ هابیل

در آن آنِ زندگانی سوگوارم

 

در انتظارِ اتفاقی تازه اینجا

آمد و رفت روز و شب را می شمارم

 

بیداری پر دردِ امروز خودم را

مدیونِ دشمن بازی طاووس و مارم

 

ترکیبِ ناموزونِ شیطان و فرشته

من آدمم، من طنزِ تلخِ روزگارم

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم