شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دوستان همراه ‎‎+1112 نفر
با ما همراه باشید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

 

 

من حسرت مجسم ام، من ناامیدی ام

از شاخه های آرزویم، کال چیدی ام

 

من ساکن خیال خوش بودم، ولی شما

در جستجوی عشق تا اینجا کشیدی ام

 

گفتی که یوسفت شوم، تا مصر آمدم

این بار مثل گرگ، سراپا دریدی ام

 

الماس بودم و تو با صد بازی زبان

از شیشه شکسته ای کمتر خریدی ام

 

گفتم ببین منم که دلم داغدار توست

پا بر دلم نهادی و گفتی ندیدی ام

 

از من نپرس "کیستی؟"، من داغ لاله ام

شمعم که پیش پای سحر، سر بریدی ام

 

ای کاش من ، دریغ من، افسوس مطلقم

من حسرت مجسمم، من ناامیدی ام

 

 

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم