شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

 

بگو چه کنم؟

 

میان خوف و رجا مانده ام، بگو چه کنم؟

دخیل پای دعا مانده ام، بگو چه کنم؟

به چشم های تو شد مبتلا دلم، بی تو

اسیر دست بلا مانده ام، بگو چه کنم؟

در این هوای غم آلودِ سردِ پاییزی

گلم، ز شاخه جدا مانده ام، بگو چه کنم؟

مرا نه قوّتِ کوهِ غمت کشیدن بود

به زیر بار، دوتا مانده ام، بگو چه کنم؟

هزار ماه محرم عزاست در دل من

در انتظار شما مانده ام، بگو چه کنم؟

تمام همسفران رفته اند و من، تنها

امیدوار تو، جامانده ام، بگو چه کنم؟

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم