شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

 

 

هرچند چو ایوب شکیبا شده باشد

ماغوره ندیدیم که حلوا شده باشد

درجمع غریبانه دنیا ، دل عاشق

نقطه ست که در دایره تنها شده باشد

بیهوده دلم را نکنی خوش به وفایِ

آن وعده که موکول به فردا شده باشد

آهنگِ تپش های دلم نغمه عشق است

گر با تپش قلب تو معنا شده باشد

صبح است به چشمان من آن شب که نگاهم

چون پنجره ای رو به شما وا شده باشد

ازشرم شدم آب ، کنارت که نشستم

چون قطره که همسایه دریا شده باشد

جزنوح نگاه تو به ساحل نرساند

آنرا که چنین غرق تماشا شده باشد

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم