شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر  آدم





دوستان همراه ‎‎+1112 نفر
با ما همراه باشید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

 

خاموشم اما درغمت چشمان تر دارم

می ترسم اما باز هم میل خطر دارم

پاییز در راه است من چون باغبان پیر

یک باغ، پر از آرزوی بی ثمر دارم

تا کی به دنبال سراب آرزو باشم

از این بیابان خسته ام، میل سفر دارم

افتاده ام بر خاک اگر چه پیش پای تو

مانند شک، یک کوه اما و اگر دارم

از دیگران جای شکایت نیست، وقتی که

از شاخه خود دسته در دست تبر دارم

بی تو، پریدن مثل شادی رفته از یادم

هرچند مثل یک کبوتر بال وپر دارم

ای مثل شمعی شعله در شب هایم افکنده

پروانه ام، از آتش عشقت خبردارم

با بوسه ای یک روز، مثل آفتابی گرم

از راز پنهان دل خود پرده بردارم

هرچند پایانی ندارد این شب تیره

چشم امید اما به رؤیای سحر دارم

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم